مهدى فرمانيان
176
آشنايى با فرق تشيع ( فارسى )
احسايى را مىتوان چنين برشمرد : 1 . معاد معروفترين نظر احسايى ، دربارهء كيفيت معاد جسمانى است و همين نظريه دليل اصلى تكفير او از سوى برخى علما از جمله برغانى بود . احسايى اصل معاد جسمانى را كه در آيات و روايات بر آن تأكيد شده است ، مىپذيرد ؛ اما تفسير خاصى از جسم ارائه مىدهد كه مورد قبول متكلمان اماميه نيست . مفهوم و معناى معاد جسمانى در نزد اكثر علماى اماميه اين است كه آدمى در حيات اخروى همچون حيات دنيوى داراى كالبد ظاهرى ، مركب از عناصر طبيعى است ، و انسان با اين كالبد در سراى آخرت محشور مىگردد . پاداش و كيفر و لذت و آلامى كه جنبهء جزئى و حسى دارند و تحقق آنها بدون جسم و قواى حسى امكانپذير نيست ، صورت مىگيرد . اماميه معاد را بازگشت انسان با تمام خصوصيات و توصيفاتى مىدانند كه در دنيا به آن متصف بوده است . اما احسايى ، معاد جسمانى بهمعناى مذكور را نمىپذيرد و معتقد است : « چنين نگرشى به معاد با آنچه از تغيّر و تباهى در كالبد ظاهرى مىشناسيم سازگارى ندارد و بايد پاسخ را در حقيقت جسم انسانى جستوجو كرد . » او مىگويد : « جسم در احاديث اعم از جسد است . اجساد در مقابل ارواح به كار مىرود ، ولى اطلاق اجسام عامتر است . » به اعتقاد او آدمى داراى دو جسد و دو جسم است : جسد اول مركب از عناصر زمانى است . اين جسد مانند لباس است كه گاهى همراه انسان است و گاهى همراه او نيست . اين جسد لذت و درد ، طاعت و معصيت ندارد ، همانطور كه فرد معصيت كار وقتى به مرض سختى دچار مىشود و برخى از اعضاى او از بين مىرود ، باز ما او را همان معصيت كار مىدانيم . بنابراين جسد اول ، جسد اصلى انسان نيست ، اين جسد پس از مرگ از بين مىرود و در حيات اخروى همراه انسان نمىباشد . جسد دوم عبارت است از طينت انسان كه از عالم هورقليا است . عالم هورقليا همان عالم برزخى است كه حد وسط ميان عالم ملك ( عالم مادى ) و عالم ملكوت ( عالم مجرد ) مىباشد و بدان عالم مثال نيز مىگويند . جسد دوم ، جسد اصلى انسان است و در قبر باقى مىماند و پس از نفخ صور ( نفخهء دوم يا نفخهء بعث ) روح وارد همين جسد و براى محاكمه و جزا فراخوانده مىشود . بدين ترتيب در هنگام مرگ روح از هر دو جسد جدا مىشود ؛ اما در معاد با جسد دوم همراه مىگردد . جسم اول ، جسمى است كه روح پس از مرگ و مفارقت از دو جسد ، همراه آن است و انسان با آن جسم پس